مروری بر رسانه ها |
زيانكار واقعي
امام علي (ع) :
اي بندگان خدا !
آن كس كه نسبت به خود خير خواهي او بيشتر است ، در برابر خدا ، از همه كس فرمانبر دار تر است و آن كس كه خويشتن را بيشتر مي فريبد، نزد خدا گناه كار ترين انسان ها است. زيانكار واقعي كسي است كه خود را بفريبد.
قسمتي از خطبه 86
دستگیری امام زمان(عج) بوسیله گارد امنیتی عربستان!
طبق تحقیقاتی که موساد به همراه سازمان امنیت عربستان انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که امام زمان(عج) که شیعیان از آن دم می زند ظهور خواهد کرد البته این موعود در تمام کتب ادیان جهان آمده است ولی به صورتهای مختلف بیان شده است.
در این حال کشور عربستان دوربین های امنیتی خود را به همراه یک گارد امنیتی برای دستگیری امام زمان(عج) در همان جایی که در کعبه ندا کمک می دهد قرار داده است که به محض ظهور ایشان او را دستگیر کنند.
اصول را قرباني فروع نكنيد
امام علي (ع) : لاقُرْبَةَ بِالنَّوافِل اِذا اَضَرَّتْ بِالفَرائِضِ (نهجالبلاغه ـ حكمت 39)
امور مستحبي هنگامي كه به عمل به واجبات زيان و ضرر رساند، موجبقربت و نزديكي به خدا نخواهد شد.
اسلام، مكتبي است كه هدف نهايي آن، تامين سعادت ابدي و حياتجاودان تكاملي براي «انسان» است. انسان تنها موجودي است كه شايستگيخلافت خداوند را دارد، و تنها راهِ رسيدن به اين مسيرِ به سويِ بينهايت،«اسلام» است، يعني همان مكتب و راهي كه خودِ خداوند متعال، ارائهدهندةآن به انسان است و هيچكس جز او شايستگي و قدرت و آگاهيِ لازم و كافيرا براي نشاندادن «راه كمال» به بشريت ندارد. همة انبياء عظام و اولياء الهيهم به هدايت خداوند و با پيروي از «اسلام» به كمال راه يافتهاند و به همينجهت هيچ دين، روش، راه، مكتب و مسير ديگري جز «اسلام» پذيرفته نيستو هر كه جز آن را دينِ خود قرار دهد، به كمال مطلوب هرگز دست نخواهديافت.
پيامبران الهي و اولياء خداوند، انسانهاي هدايتيافتهاي هستند كه برايدستيابي ديگران به اين «راه» و حركت در اين مسير، واسطة فيض شده وبشريت را دستگيري كردهاند. آنان هرگز داعيهاي و ادعايي جز اين ندارند وميزان توفيق خود را در نزديكي «انسان» به «خدا» ميدانند. خود را بندة خدا،محتاج و نيازمند به هدايت او، برخوردار از نعمتِ الهي و رفيق و برادر وكمككنندة به ساير انسانها براي راهنمايي و راهيابي آنان ميدانند. بنابراينهمة تلاش آنان در اين خلاصه ميشود كه انسانها به «راه خدا» ـ به درستي وبدون انحراف و تحريف ـ دست يابند و آن را به سلامت طي كنند.
امام علي(ع) ـ پيشواي هدايت يافتگان و راهنما و هدايتكنندة گمراهان ـدر اين كلام، براي پيشگيري از انحرافِ مسلمانان و كجفهميِ آنان هشدارميدهد كه مبادا سليقهها و فهمهاي محدود بشري در اولويت امور جايگزينتشخيص و حكمِ خداوند شود و در نظامِ موزون و منطقيِ «دين خدا» خدشهوارد كند. آري! اسلام، كه تنها راه كمال است، مجموعهاي است از معارف،ارزشها و احكام فردي و اجتماعي، كه برخي از امور در آن واجب و فرض وفريضه است و برخي امور نافله و مستحب شمرده شده است. واجبات،احكامي است كه بدون توجه و عمل به آن طي كردن مسير رشد و هدايت ميسرنميباشد و مستحبات و نوافل اعمالي است كه گرچه ترك آن خللي در سير بهسوي كمال ايجاد نميكند، ولي بكاربستن آنها موجب سرعت بخشيدن وتسهيل طيّ طريق به كمال انساني خواهد شد و تعاليِ انسان را تعميقخواهدبخشيد.
واجب شدن واجبات بدين سبب بوده است كه خداوند حكيم، رعايتآنها را براي فلاح و نجات انسان ضروري ميديده و با اشراف و علم خود بههمة مراتب عالم هستي و «مسير انسان» در اين عوالم، ترك آنها را به زيانِسعادت بشر ميدانسته است، و حكمتِ استحباب مستحبات هم نقش آنها درتسريع، تسهيل و تعميق حركت كمالي انسان بوده است. امّا در برخورد عمليبسياري از مسلمانان ملاحظه ميكنيد كه در برخي موارد مستحبات را برواجبات ترجيح ميدهند و گاهي، به قيمت از دست دادن برخي واجبات برانجام بعضي از امور استحبابي تاكيد ميورزند! كم و بيش بسياري از ما باموارد زير برخورد داشتهايم:
ـ كساني كه در امور روزمرة خود با ديگران رعايت انصاف و عدالت رانميكنند، حال آنكه به برخي عباداتِ مستحبي بسيار تاكيد و توجه دارند.
ـ كساني كه حدود شرعي حجاب را رعايت نميكنند ولي شركت درمحافلِ ختمِ سورة انعام يا ذكر حضرت ابوالفضل(ع) را براي خود واجب ولازم ميدانند!
ـ كساني كه به حقوق مالي واجب خود از قبيل زكات و خمس چندان اعتنانميكنند ولي انفاقهاي مستحبي انجام ميدهند!
ـ كساني كه براي انجام برخي كارهاي مستحبي، دچار كارهاي حرامميشوند.
ـ كساني كه از نمازهاي مستحبي و نوافل غافل نميشوند ولي از دفاع ازحقوق محرومان و مبارزه با ظلم و ستم ـ كه در حدّ توان، شرعاً واجب است ـكاملاً غافلاند!
مواردي از اين قبيل و مشابه آن، كه متاسفانه در سراسر جوامع اسلامي كمنيست، نشان ميدهد ترجيح مستحبات بر واجبات يا توجه به برخي مستحباتبه قيمت ارتكاب برخي محرّمات يك اشكال اساسي در رفتار دينيِ جامعه مااست. علت اين اشكال اين است كه تصور ميشود امور مستحبي، در عينترك واجبات يا ارتكاب محرّمات، باز هم نقش سازندة خود را ايفا ميكند وميتواند انسان را به خدا نزديك كند، حال آنكه در واقعيتِ مسير تكامليانسان، آنگاه مستحبات نقشي سرعت بخش يا تسهيلكننده ايفا ميكنند، كهواجبات انجامشده باشد و كارهاي حرام ترك شده باشد. همانگونه كه در يكساختمان، رسيدگي به تزيينات و ظواهر آن، هنگامي ارزشمند و مفيد است كهساختمان از نظر استحكام و رعايت اصول مهندسي و معماري مشكلي نداشتهباشد. در سير تكاملي انسان هم رعايت مستحبات هنگامي مفيد و موثر استكه قبل از آن، امور ضروري براي تامين سعادت انسان ـ يعني انجام واجبات وترك محرمات ـ رعايت شده باشد. از اين جهت در ديدگاه امام علي(ع)،ترك حرام و انجام واجبات، منشا تقوي است و بدون تقوي هيچ كار مستحبياز كسي پذيرفته نميباشد.
آري! امام متقين و پيشواي مومنان در اين كلام، خاصيّت اصلي مستحباترا ـ كه نزديك كردن انسان به خدا است ـ به شرطي قابل تحقق ميدانند كه بهانجام واجبات زيان نرساند يا موجب فعلِ حرامي نشود. زيرا ترك حرام هميكي از مهمترين واجبات است. اگر رسيدن به كار مستحب و انجام آن، مانعِتوجه به واجبات شود يا موجب انجام كار حرام گردد، ديگر خاصيتي نخواهدداشت و كار بيهودهاي تلقي خواهد شد.
در حقيقت ما بايد تشخيص خداوند براي طبقهبنديِ امور به واجب ومستحب را بپذيريم و همان را در اولويتبندي كارهاي خودمان رعايت كنيمو سليقه و ذوق شخصي يا پسندِ جامعه و محيط را در آن دخالت ندهيم و به«قرب فرائض» كه برتر از «قرب نوافل» است، اهتمامي كامل داشته باشيم.بپذيريم كه خداوند متعال، با حكمت و رحمت خود، براي سعادت و كمالِ مااز ما شايستهتر و داناتر است! بدينترتيب گامي ديگر به راه امام علي(ع)نزديكتر شدهايم. انشاءاللّه.
شرط سازمان ملل براي حمایت از افغانستان
کای آیده گفت این نه یک اخطار، بلکه یک حقیقت و شرطی است که دولت افغانستان نمیتواند آنرا نادیده بگیرد.
دفتر معاونت سازمان ملل متحد به اصلاحات در کابینهی حکومت آینده تاکید کرد. همچنان دفتر ملل متحد در کابل میگوید تعدادی از کارمنداناش در داخل و خارج از کشور، تغییر مکان میدهند.
کای آیده، نمایندهی سرمنشی ملل متحد در کابل، تاکید کرد که افراد شایسته باید در پستهای کابینه گماشته شوند.
کای آیده، روز پنجشنبه در کابل گفت: "عنصر نخست در کابینهی جدید این است که کابینهی جدید باید متشکل از افراد شایسته باشد. افرادی که اصلاح طلب باشند، افرادی که بتوانند در برنامهی اصلاحات ممد واقع شوند".
نمایندهی سرمنشی ملل متحد تصریح کرد که اصلاحات، تنها خواست جامعهجهانی از افغانستان نیست، بلکه مردم افغانستان نیز خواهان اصلاحات اساسی میباشند.
ازبین بردن فساد اداری و بهبود سیستم قضایی، از جمله اولویتهایی اصلاحاتی است که کای آیده به آن تاکید میکند.
کای آیده میگوید: "زمانی که ما برنامهی اصلاحات صحبت میکنیم، باید چند موضوع به صورت عمیق دراین برنامه مورد رسیدگی قرار بگیرد. اول، ازبین بردن فساد اداری، دوم اصلاح سیستم عدلی و قضایی در افغانستان و همچنان از بین بردن فرهنگ معافیت و توانمند ساختن ادارات جهت ارایهی خدمات بهتر".
دفتر ملل متحد در کابل انکشاف اقتصادی را دیگر بخش برنامهی اصلاحاتی ذکر میکند که حکومت جدید رییس جمهور کرزی باید به آن رسیدگی نماید.
حامد کرزی در اولین بیانیهاش پس از این که از سوی کمیسیون انتخابات برندهی انتخابات عنوان گردید، وعده داد که با فساد مبارزه میکند. وی از مبارزه با فساد و اصلاحات صحبت کرد، اما با توجه به گذشتهی کاری هشت سالهی وی، مردم کمتر امیدوار تحقق این امر اند.
در همین حال، کای آیده گفت که دوازده درصد از کارمندان ملل متحد در افغانستان، در داخل و خارج از کشور، تغییر مکان میدهند.
کای آیده گفت: "یک تعداد از کارمندان ما که حدود 12 درصد از کارمندان ما را تشکل میدهند، در داخل و خارج از کشور تغییر مکان میدهند. تعداد زیاد این کارمندان، کارمندان کمکی اند، نه درجه اول. ما تلاش به خرچ میدهیم تا از هرگونه اخلال در جریان کاری خود جلوگیری نماییم".
به گفتهی آیده، دلیل اصلی این جابهجایی، مسایل امنیتی است و برخی از کارمندان، در بیرون از کشور و احتمالا در دبی، جایبهجای خواهند شد. اما، کای آیده این مساله را که برخی از کارمندان ملل متحد افغانستان را ترک میکنند، رد کرد.
این جابه جایی به دنبال حمله ی طالبان به یک مهمان خانه ی ملل متحد در کابل، صورت می گیرد.
نمایندهی سرمنشی ملل متحد درحالی از اصلاحات در کابینه صحبت میکند، که حامد کرزی در زمان تبلیغات انتخاباتی، حمایت تعداد زیادی از رهبران جهادی و متنفذین را ، در بدل وعدههای مقام، کسب کرده بود. از سوی دیگر، بخشی از حامیان و اعضای تیم حامد کرزی، کسانی اند که از سوی مقامهای غربی به تکرار مورد انتقاد قرار گرفته اند و بخشی از فساد در سیستم شمرده میشوند. به این لحاظ، به گفتهی آگاهان، اصلاحات به صورت گسترده که دفتر ملل متحد از آن سخن میگوید، میتواند به نحوی حامد کرزی را با بخشی از اعضای تیم و حامیاناش رو در رو قرار دهد.
در همین حال، برخی به این باور اند که با توجه به گذشتهی کاری و حامیان آقای کرزی، دشوار به نظر میرسد که آقای کرزی بتواند اصلاحات گسترده را در حکومت بهوجود بیاورد.
ولی، دفتر ملل متحد در کابل تاکید میکند که هرگاه از سوی حامد کرزی اصلاحاتی در کابینه ایجاد نگردد، تاثیر منفی روی حمایت و تعهد جامعه جهانی به افغانستان دارد. به گفتهی کای آیده، اصلاحات در حکومت افغانستان، خواستهی کشورها و مردمانی است که به افغانستان کمک میکنند.
کای آیده گفت این نه یک اخطار، بلکه یک حقیقت و شرطی است که دولت افغانستان نمیتواند آنرا نادیده بگیرد. در این راستا، قرار است در ماههای آینده کنفرانسی نیز در افغانستان برگزار گردد که در آن، برنامهی اصلاحات نیز مورد بحث قرار میگیرد.
از سوی دیگر، کای آیده علاوه کرد که پیش از انتخابات، ناخشنودی خود را از حضور برخی چهرهها در این پروسه ابراز داشته، و اکنون نیز به این باور خود پایبند است. به گفتهی وی، این تعداد افراد نیز باید به روند اصلاحات بپیوندند، در غیرآن، یک علامت خطرناک را به جامعهجهانی میدهند.
هرچند کای آیده از شخص معینی نام نگرفت، اما پیش از انتخابات، وی از گزینش معاون اول حامد کرزی، ابراز نگرانی کرده بود.
کای آیده گفت: "ما وضعیتی را نمیخواهیم که جنگسالاران و زورمندان بازی خود را انجام دهند. ما مجبور هستیم که یک دورنمای سیاسی در این جا داشته باشیم که کشور را به راه درست هدایت کند؛ چیزی که در مسیر اصلاحات اساسی قرار دارد".
در همین حال، نمایندهی سرمنشی ملل متحد میگوید از همین اکنون باید آمادگیها برای انتخابات پارلمانی در سال آینده گرفته شود. به گفتهی وی، در این راستا باید از تجربههای گذشته استفاده گردد. به باور کای آیده، پیش از این تنها اشخاص مرتبط با گروههای مسلح غیرمسوول از شرکت در انتخابات بازداشته میشدند، که بیشتر به دلیل ضعف دستگاه قضایی کشور بود. اما، به گفتهی، در انتخابات پارلمانی سال آینده، باید تلاش شود که قاچاقچیان مواد مخدر و افراد متهم به ارتباط با گروپهای مسلح غیرقانونی، نتوانند به عنوان نامزد در آن اشتراک کنند.
این درحالیاست که داکتر عبدالله گفته است پیروزی حامد کرزی براساس یک فیصلهی غیرقانونی است. اما کای آیده میگوید اظهارات داکتر عبدالله نمیتواند این روند را مختل سازد.
منبع : دوي چه وله ( آلمان)
نقش علم به اسماء در مقام خلافت
وَعَلَّمَ ءَادَمَ الاَْسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلََّئِكَةِ فَقَالَ اءَنبِئُونِى بِاءَسْمَآءِ هََّؤُلاَ ءِ إِن كُنْتُمْ صَا دِقِينَ – سوره مبارك بقره آيه 31.
و خداوند همه ى اسماء (حقائق و اسرار هستى ) را به آدم آموخت ، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى گوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد؟
***
اهميت مقام خلافت از سجده فرشتگان و خضوع آنان در برابر آدم پس از گرفتن پاسخ سوال و آشنا شدن با راز خلافت ، اجمالا روشن مى شود. از ميان اسماى حسناى الهى ، نقش اساسى در خلافت ، با اسم مبارك عليم است . از اين رو خداى سبحان ، هم در جواب اجمالى فرشتگان سخن از علم به ميان آورده : انى اعلم ما لا تعلمون و هم در مقام برهان تفصيلى ،، تعليم اسماء را مطرح كرده و بدين معناست كه انسان كامل براى خلافت الهى خصوصيتى دارد كه مشا فاقديد و آن اين كه او چيزهايى مى داند كه شما آن ها را نمى دانيد.
به بيان ديگر، خلافت انسان داير مدار علم اوست و ساير اسماى حسنا زمينه ساز يا متمم كمال اوست ؛ اگر چه همه اسماء در مقام ذات خداوند عين يكديگر است . بر اين اساس هر انسانى كه عالمتر است خلافت الهى را بهتر نشان مى دهد. شايان توجه است كه ، هر علمى معيار خلافت نيست ، بلكه تنها علم به اسماء چنين اثرى دارد.
.... در هر حال ، راز اين كه خداى سبحان در پاسخ فرشتگان ، سند خلافت الهى را علم و معرفت او به اسماء معرفت مى كند اين است كه همه اسماى فعلى ديگر خداوند؛ زير پوشش علم اوست و ارزش تسبيح و تقديس و عبادت ، بر اساس خلوص و عبوديت است كه بر اثر معرفت تحقق مى يابد... فرشتگان كه تنها مظهر اسماى تنزيهى خدايند نمى توانند مجلاى اسم جامع الهى باشند، ولى آدم ، يعنى خليفه الله و انسان كامل ، چون جامع تنزيه و تشبيه است ، مى تواند مجلاى كامل همه اسماى او باشد.
معيار خلافت ، نه تنها علم به اسماء، بلكه علم به همه اسماء است ؛ يعنى خلافت مطرح شده در آيه محل بحث ، مظهريت همه صفات با حفظ مراتب آن است .
شايان ذكر است كه ، خليفه الله مظهر همه اسمايى است كه ظهور كرده و از مخزن غيب و محض و غيب مطلق بيرون آمده است وگرنه امورى كه در غيب ذات و از اسماى مستاثره اى است كه ظهور نكرده و نمى كند، يعنى جزو باطن ذات خداست (نه باطن در برابر ظاهر كه تعين خاص محسوب مى شود) و در جهان امكان ظهور نيافته و نمى يابد، مقدور و ميسور انسان كامل نيست تا مظهر آن باشد.
خليفه خداوندى كه محيط مطلق ، عليم بكل شى ء، قدير على كل شى ء و حى لا يموت است ، بايد داراى اين اوصاف باشد وگرنه در محدوده جهل و ضعف و غيبت ، به همان نسبت ، از خلافت الهى خبرى نيست .
به همين لحاظ فرشتگان ، شايسته خلافت خدا نيستند؛ زيرا آنان مظهر بعضى از اسماى الهى هستند، نه همه آنها و به بيان ديگر آنان نمى توانند خليفه مطلق و بى واسطه خدا باشند، بكله به مقدار مظهريتشان نسبت به اسما، خليفه محدود و با واسطه خدايند؛ يعنى آنها خليفه خليفه الله هستند و اين بيان نسبت به ساير انسان هاى متقى كه مظهريت بعضى از اسماء را يافته اند نيز صادق است ؛ يعنى خلافت آنان با واسطه و تحت پوشش خلافت انسان كامل است ، همه آنان و همه فرشتگان تحت تسلط و احاطه انسان كامل و مهمان سفره او هستند. همه و همه به يمن و بركت انسان كامل روز مى خورند و همه آسمان ها و زمين به وجود خليفه مطلق خداوند، ثبات و قرار دارد.
آنچه تا اين جاه نقل شد، خلاصه شده از تفسير تسنيم در باره اين ايه بود.نكته اخير كه در اين رابطه مي توانم از تفسير نمونه ذيل تفسير اين آيه نقل كنم نحوه آموزش اين اسماء به آدم است . اين اسما در سرشت ونهاد انسان از سوي خدا گذاشته شده است . يعني معلم انسان خدا و علم او لدني است.
دو نكته زيبا از قرآن
1- در سوره طه خداوند متعال ، نعمتهاى مادّى دنيا را به عنوان ((زَهْرَه )) ياد مى كند در آنجا مى فرمايد: (وَ لا تَمُدَّنَ عَيْنَيْكَ اِلى ما مَتَّعْنا بِهِ اَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَالْحَيوةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ اَبْقى .) *
:(اى رسول ما! چشمان خود را به نعمتهاى مادّى ، كه به گروههائى از آنان داده ايم ، ميفكن ، اينها شكوفه هاى زندگى دنياست ؛ تا آنان را آزمايش كنيم ؛ و روزى پروردگارت ، بهتر و پايدارت است .)
((زَهْرَه )) در لغت ، به معناى شكوفه است و تازگى شكوفه ، از دو سه روزى بيش نباشد. انسان به آن چند روزى كه شكوفه نشاط و خرمى دارد، خوشحال مى شود و بقول معروف : ((گل همين چند روز و شش باشد.))، بعد تدريجاً پژمرده شده و از بين مى رود. همچنين است ، مال دنيا، چند روز انسان به زرق و برق آن دلخوش مى شود، ولى با عوامل متعددى ، از دست مى رود، در نهايت يا كهنه مى شود و يا بديگرى منتقل مى گردد.
2- ابوطالب مكّى در كتاب قوة القلوب مى گويد: باريتعالى در آيه مباركه : (يا اَيُّها الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيبّاتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً اِنّى بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ.) ** :(اى رسولان ما! از غذاهاى پاكيزه حلال ميل كنيد و عمل صالح انجام دهيد كه من به آنچه مى كنيد، آگاهم .)
خداوند متعال ، ((اكل طيّب )) را بر ((عمل صالح )) مقدم داشته است ؛ زيرا كه عمل صالح ، نتيجه خوردن غذاهاى حلال و پاكيزه مى باشد، و خواجه عبدالله انصارى مى گويد: ((لقمه ، تخم عمل است و عمل ، ميوه آن تخم ، هر چند تخم ، پاكيزه تر باشد، ميوه آن بهتر و پاكيزه تر خواهد بود.))
دولت آینده غیر قانونی است!
داکتر عبدالله روز چهارشنبه در یک نشست خبری گفت که تصمیم کمیسیون مستقل انتخابات مبنی بر انتخاب مجدد حامد کرزی بعنوان رییس جمهور آینده افغانستان غیر قانونی است.
در پی انصراف داکتر عبدالله، کمیسیون مستقل انتخابات با استناد به برخي از مواد قانون اساسي و قانون انتخابات ، حامدکرزی را به عنوان رییس جمهور افغانستان معرفی كرد.
وی همچنین گفت که به مبارزه خود از راههای قانونی ادامه می دهد و از طرفداران خود نیز خواست تا با استفاده از راههای قانونی در این راستا مبارزه کنند.
گفتني است كه شكست داكترعبدالله در دور دوم حتمي بود . وي براي جلوگيري از اين رسوايي استعفا كرد . تحليل گران اين شاخ وشانه كشيدن هاي عبدالله را ، تلاش براي معرفي او به عنوان مخالف عمده دولت و نقش دادن او در حكومت ، تفسير مي كنند.
تدبر در قرآن
از ديگر وظايف ما در برابر قرآن تدبر در معناي آن است و خداوند نيزفلسفه نزول قرآن را بر همين محور بيان فرموده است «كتاب انزلناها مباركاً ليدبروا آياته و ليتذكروا اولوالالباب».* قرآن كتاب مباركي است كه ما آن را نازل كرديم تا همه در آياتش انديشه كنند و دانايان ودانايان ازآن پندگيرند.... تدبر در قرآن از امور لازم و ضروري است وچون در راستاي درك معناي قرآن است زمنيه را براي عمل به آن فراهم ميسازد.و بايد دانست كه روح والاي قرآن بدون تدبر در آيان بدست نميآيد چنانكه حضرت علي (ع) فرمودند: «الا لاخير في قراته ليس فيها تدبر». **قرائت بدون تدبر لقلقهاي بيش نيست اگرچه ثواب و بهرة خاص خودش را در بر دارد اما كامل نيست و به هدف منتهي نميشود.چرا كه تلاوت، مقدمه درك قرآن است و درك آن نيز بدون انديشيدن حاصل نميشود. مسئله تدبرنكردن حكايت كساني است كه خداوند درباره آنها ميفرمايد: «افلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها». ***آيا (منافقان) درآيات قرآن انديشه نمي كننديا بردلهايشان خود مهر(جهل و نفاق) زده اند.
هركه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم
َنسَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَنْ أَعْطَانِى شَكَرْتُهُ وَ مَنْ عَصَانِى سَتَرْتُهُ وَ مَنْ قَصَدَنِى أَبْقَيْتُهُ وَ مَنْ عَرَفَنِى خَيَّرْتُهُ وَ مَنْ أَحَبَّنِى ابْتَلَيْتُهُ وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ قَتَلْتُهُ وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَيَّ دِيَتُهُ وَ مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَأَنَا دِيَتُهُ.(مستدرك الوسائل : ج 18، ص 419)
خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد:
هر كس مرا بخواند اجابت كنم ، و هر كس از من چيزى بخواهد به او عطا كنم ، و هر كس كه در راه من احسان كند، تشكّر كنم ، و آنكه مرا معصيت كند، پرده پوشى كنم ، و هر كس به جانب من بيايد او را ثابت قدم بدارم و هر كس مرا بشناسد او را براى كارهاى پسنديده برگزينم و هر كه مرا دوست بدارد او را به (بلا) مبتلى كنم و هر آنكه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم (گرفتارمشكلات وسختي ها براي باك شدن و دست يافتن به مقاب قرب) و هر كه را من بكشم ديه او را به عهده مى گيرم و ديه هر كس كه به عهده من باشد، وصال خود را ديه او قرار مى دهم .

كرزي رييس جمهور شد
سازمان ملل تبريك گفت

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان عصر روز دوشنبه بر اساس ماده 156 قانون اساسی وماده 49 قانون انتخابات حامد کرزی را برنده انتخابات ریاست جمهوری افغانستان اعلان نمود.
داکترعزیزالله لودین رییس کمیسیون مستقل انتخابات در یک کنفرانس خبری گفت این فیصله را بدنبال انصراف داکترعبدالله عبدالله رقیب حامد کرزی در انتخابات دور دوم اتخاذ نموده است.
رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افزود: براساس نشست نهایی تمام اعضای کمسیون مستقل انتخابات که تنها مرجع تصمیم گیرنده در مورد انتخابات می باشد، به منظور جلوگیری از حوادث ناگوار، صرف شدن هزینه های گزاف، و با توجه به رعایت مصالح عمومی کشور، و جلوگیری از طولانی شدن پروسه انتخابات که ضررهای معنوی و مالی را در پی داشته است، یک تصمیم نهایی اتخاذ شده است.
عزیز الله لودین با اشاره به دلایل فوق بیان کرد: اکنون که داکتر عبدالله یکی از دو نامزد ذی صلاح دور دوم از شرکت در انتخابات انصراف داده است ، کمیسیون مستقل انتخابات با توجه به آراء به دست آمده در دور اول، محترم حامد کرزی را به عنوان رئیس جمهور منتخب افغانستان معرفی می نماید
از سوي ديگر ؛ دبیر کل سازمان ملل ضمن استقبال از تصمیم کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان براي لغو دور دوم و انتخاب مجدد حامد کرزي به عنوان رئیس جمهور افغانستان به وی تبریک گفت.
بان کي مون که هم اکنون در کابل به سر مي برد، با صدور بيانيه اي از تصميم امروز کميسيون مستقل انتخابات افغانستان براي لغو دور دوم و اعلام حامد کرزي به عنوان پيروز انتخابات رياست جمهوري سال دو هزار و نه اين کشور استقبال کرد.اولين اظهار نظر كرزي پس از انتخاب مجدد ؛
مبارزه بافساد وتشكيل حكومت مشاركت ملي
حامد كرزي در اولين كنفرانس خبري خود ضمن استقبال از تصميم كميسيون انتخابات مبارزه با فاسد اداري، گفتوگو با طالبان و روابط نيك با كشورهاي همسايه را اولويت برنامههاي خود اعلام كرد.
سران كشورهاي مختلف پيروزي كرزي را تبريك گفتند
بدنبال پيروزي حامد كرزي در انتخابات رياست جمهوري افغانستان، باراك اوباما " رئيس جمهور آمريكا، "گوردون براون " صدراعظم بريتانيا ، "مان موهان سنگ " نخست وزير هند، "آصف علي زرداري " رئيس جمهور باكستان ، "عبدالله گل " رئيس جمهور تركيه و دبير كل سازمان ملل متحد انتخاب مجدد وي را تبريك گفتند.
اويس قرنى از كوچهاى مىگذشت و كودكان بر او سنگ مىانداختند . مىگفت: (( بارى اگر سنگ مىاندازيد، سنگهاى خرد اندازيد تا پاى من شكسته نشود كه بر پاى ناسالم نماز نمىتوانم خواند.))
كسى، جوانمردى را دشنام مىداد و با او مىرفت . جوانمرد، خاموش بود . چون به نزديك قبيله خويش رسيد، بايستاد و آن مرد دشنام گوى را گفت: ((اگر باز دشنامى مانده است، همين جا بگو كه اگر قوم من بشنوند، تو را مىرنجانند .))
ابراهيم ادهم را كسى زد و سر او شكست . ابراهيم، او را دعا گفت . او را گفتند: كسى را دعا مىگويى كه از او به تو جراحت رسيده است!؟ گفت: از ضربت و ظلم او به من ثواب مىرسد و چون نصيب من از او خير است، نخواستم بهره او از من جز نيكى باشد؛ پس دعايش گفتم .
- برگرفته از: كيمياى سعادت، ج 2، ص 26و 25 .
آنفلونزای خوكي، تمام مراکز آموزشي را تعطيل كرد
از سوی کمیته ملی مبارزه با حوادث کشور، برای جلوگیری از گسترش آنفلونزای خوكي سه هفته حالت اضطراری صحی اعلام شد.
در جلسه اضطراری این کمیته كه به ریاست محمدکریم خلیلی معاون رئیس جمهوربر گزار شد، از همه مردم کشور خواسته شد تا نکات صحی و ایمنی که از سوی وزارت صحت عامه اعلام می شود را جداً رعایت نمایند.
مطابق تصمیم این کمیته، تمام کودکستانها ، مکاتب ، کورسها ، موسسات تعلیمات حرفوی و موسسات تحصیلات عالی اعم از دولتی و خصوصی در سراسر کشور سر از روز دوشنبه 11 عقرب برای مدت سه هفته تعطیل خواهد بود.
به گفته سیدمحمدامین فاطمی وزیر صحت عامه کشور، تاکنون 321 مورد بیماری آنفلونزای «اچ یک ان یک» در کشور ثبت شده است.
استماع قرآن
قال الله تعالي، «و اذا قري القرآن فاستمعوا له و انصتوا لعلكم ترحمون».* هرگاه كه قرآن خوانده ميشود به آن از دل و جان گوش فرا دهيد و سكوتي همراه با تدبر پيشه كنيد باشد كه مورد رحمت قرآن قرار بگيريد.استماع قرآن در كنار قرائت آن ارزش والائي دارد. و اين براي كساني كه از نعمت علم به آن برخوردارند لازم است. البته ديگران نيزمي توانندباگوش دادن به تلاوت قرآن در ثواب تلاوت آن شريك شوند.
از آنجا كه استماع در لغت بمعني گوش فرا دادن با دقت و تدبر است قاري و يا مستمع هر كدام موفق به تدبر در آن شوند، به هدف آن يعني همان درك حقيقت نزديكترمي شوند. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «قاري القرآن و المستمع له في الاجر سواء».** چو قرآن بخوانند ديگر خموش، به آيات قرآن فرا داد گوش .
* ـ سورة اعراف آية 204.
** ـ مستدركالوسايل ج 4 ص 261
روشن است آدم با آن مقامى كه خدا در آيات گذشته براى او بيان كرد مقام والائى از نظر معرفت و تقوا داشت ، او نماينده خدا در زمين بود او معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائكه بزرگ خدا گرديد، اين آدم با اين امتيازات مسلما گناه نمى كند، بعلاوه مى دانيم او پيامبر بود و هر پيامبرى معصوم است .
لذا اين سؤ ال مطرح مى شود آنچه از آدم سر زد چه بود.
در اينجا سه تفسير وجود دارد كه مكمل يكديگرند:
1-آنچه آدم مرتكب شد ترك اولى و يا به عبارت ديگر گناه نسبى بود نه گناه مطلق .
گناه مطلق گناهانى است كه از هر كس سر زند گناه است و درخور مجازات (مانند شرك و كفر و ظلم و تجاوز) و گناه نسبى آن است كه گاه بعضى اعمال مباح و يا حتى مستحب درخور مقام افراد بزرگ نيست ، آنها بايد از اين اعمال چشم بپوشند، و به كار مهمتر پردازند، در غير اين صورت ترك اولى كرده اند، فى المثل نمازى را كه ما مى خوانيم قسمتى از آن با حضور قلب و قسمتى بى حضور قلب مى گذرد درخور شاءن ما است ، اين نماز هرگز درخور مقام شخصى همچون پيامبر و على (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نيست ، او بايد سراسر نمازش غرق در حضور در پيشگاه خدا باشد، و اگر غير اين كند حرامى مرتكب نشده اما ترك اولى كرده است .آدم نيز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند براى او ممنوع نبود بلكه مكروه بود.
2-نهى خداوند در اينجا نهى ارشادى است ، يعنى همانند دستور طبيب كه مى گويد: فلان غذا را نخور كه بيمار مى شوى خداوند نيز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى از بهشت بيرون خواهى رفت ، و به درد و رنج خواهى افتاد، بنابراين آدم مخالفت فرمان خدا نكرد، بلكه مخالفت نهى ارشادى كرد.
3-اساسا بهشت جاى تكليف نبود بلكه دورانى بود براى آزمايش و آمادگى آدم براى آمدن در روى زمين و اين نهى تنها جنبه آزمايشى داشت .*
سياق آيات مربوط به هبوط آدم وگناه او ، و مخصوصا آيه ايكه در صدر داستان قرار گرفته ، و ميفرمايد: (انى جاعل فى الارض خليفة ) الخ ، اين معنا را دست ميدهد: كه آدم در اصل ، و در آغاز براى اين خلق شده بود،
كه در زمين زندگى كند، و نيز در زمين بميرد، و اگر خدايتعالى او را (چند روزى ) در بهشت منزل داد، براى اين بود كه امتحان خود را بدهند، و در نتيجه آن نافرمانى عورتشان هويدا بگردد، تا بعد از آن بزمين هبوط كنند.
و نيز از سياق آيه سوره طه كه مى فرمايد: (فقلنا يا آدم ) الخ ، و سوره اعراف كه مى فرمايد: (و يا آدم اسكن ) الخ ، كه داستان بهشت را با داستان سجده ملائكه بصورت يك داستان و متصل بهم آورده ، و كوتاه سخن ، آنكه اين سياق بخوبى مى رساند كه منظور اصلى از خلقت آدم اين بوده كه در زمين سكونت كند، چيزيكه هست راه زمينى شدن آدم همين بوده كه نخست در بهشت منزل گيرد، و برتريش بر ملائكه ، و لياقتش براى خلافت اثبات شود، و سپس ملائكه ماءمور بسجده براى او شوند، و آنگاه در بهشت منزلش دهند، و از نزديكى بآن درخت نهيش كنند، و او (بتحريك شيطان ) از آن بخورد، و در نتيجه عورتش و نيز از همسرش ظاهر گردد، و در آخر بزمين هبوط كنند.
واز اين ريخت و سياق بخوبى بر مى آيد: كه آخرين عامل و علتى كه باعث زمينى شدن آندو شد، همان مسئله ظاهر شدن عيب آندو بود، و عيب نامبرده هم بقرينه ايكه فرموده : (بر آن شدند كه از برگهاى بهشت بر خود بپوشانند) الخ ، همان عورت آندو بوده ، و معلوم است كه اين دو عضو، مظهر همه تمايلات حيوانى است چون مستلزم غذا خوردن ، و نمو نيز هستند.
پس ابليس هم جز اين همى و هدفى نداشته ، كه (بهر وسيله شده ) عيب آندو را ظاهر سازد، گو اينكه خلقت بشرى ، و زمينى آدم و همسرش ، تمام شده بود، و بعد از آن خدا آندو را داخل بهشت كرد، ولى مدت زيادى در اين بين فاصله نشد، و خلاصه آنقدر بآن دو مهلت ندادند، كه در همين زمين متوجه عيب خود شوند، و نيز بسائر لوازم حياة دنيوى و احتياجات آن پى ببرند.
بلكه بلافاصله آندو را داخل بهشت كردند، و وقتى داخل كردند كه هنوز روح ملكوتى و ادراكى كه از عالم ارواح و فرشتگان داشتند، بزندگى دنيا آلوده نشده بود، بدليل اينكه فرمود: (ليبدى لهما ما ورى عنهما)، (تا ظاهر شود از آندو آنچه پوشانده شده بود از آنان )، و نفرمود: (ليبدى لهما ما كان ورى عنهما)، (تا ظاهر شود از آندو آنچه بر آندو پوشيده بود)، پس معلوم ميشود، پوشيدگى عيبهاى آندو موقتى بوده ، و يكدفعه صورت گرفته ، چون در زندگى زمينى ممكن نيست براى مدتى طولانى اين عيب پوشيده بماند، (و جان كلام و آنچه از آيات نامبرده بر ميايد اينستكه وقتى خلقت آدم و حوا در زمين تمام شد، بلافاصله ، و قبل از اينكه متوجه شوند، عيب هاشان پوشيده شده ، داخل بهشت شده اند).
... پس معلوم ميشود علت بيرون شدن از بهشت ، و زمينى شدن آدم آن خطيئه نبوده ، بلكه علت اين بوده كه بوسيله آن خطيئه عيب آندو ظاهر گشته ، و اين بوسيله وسوسه شيطان لعين صورت گرفته است .).**
* تفسير نمونه جلد اول ، ايه 35
** تفسير الميزان جلد اول،آيه 35
دور جديد جنجال آفريني در افغانستان
داکتر عبدالله عبدالله یکتن از دو کاندید دور دوم ریاست جمهوری افغانستان روز يك شنبه در حضور صدها تن از هواداران خود كه برخی از نمایندگان پارلمان به شمول رییس پارلمان نيز در آن اشتراك داشتند. در خیمه لوی جرگه در کابل اعلام کرد: با تاکید و اعتراض روی عملکرد نادرست حکومت و کمیسیون مستقل انتخابات در انتخابات شانزدهم عقرب شرکت نمی کند.
عبدالله مدعي شد که به خاطر مصالح علیای کشور، منافع ملی و احترام به خون شهدایی که سی سال برای حق مردم مبارزه کرده و جان خود را از دست داده اند در دور دوم انتخابات شرکت نمی کند.
این تصمیم داکتر عبدالله پس از آن صورت می گیرد که حامد کرزی شرایط و پیشنهادات وی را رد کرد. عبدالله خواستار تغییر رئیس و دو تن از کارمندان بلند پایه کمیسیون مستقل انتخابات و بركناري وزراي داخله ، معارف و سرحدات شده بود.
او با سخت خواندن تصميمي براي عدم اشتراك در دور دوم انتخابات ، افزود: مردم افغانستان برای بدست آوردن حقوق خویش، 30 سال جهاد و مبارزه کردند، آنها مستحق زندگی و حکومت بهتر در جامعه هستند.
وي کنفرانس بن را فرصت طلایی برای مردم افغانستان دانست و گفت اما متاسفانه این فرصت بر اثر اداره ناسالم و زعامت ناکافی به باد داده شد.
اما در عين حال بسياري از تحليل گران داخلي علت كنار رفتن عبدالله را روشن بودن شكست او در اين انتخابات مي داند. حال باید دید با شركت نكردن وی در انتخابات 16 عقرب ، این اقدام چه پیامدهایی درپی خواهد داشت؟
تا كنون گزارشي از واكنش ، آقاي كرزي انتشار نيافته است.
عشق آباد!
اعاظم از حكماي اسلام به ثبوت رسانيدهاند كه ميان حضرت ربّ العزّه و ميان آفريدگانش يك نوع جذب و انجذابي وجود دارد كه از آن تعبير به عشق ميكنند .
عشق خدا به مخلوقاتش آنها را به وجود آورده است ، و به هر يك از آنها طبق استعدادهاي مختلف و ماهيّات متفاوت لباس هستي و بقا پوشانيده ، و به صفات خود به هر كدام متناسب با خودشان متّصف نموده است . اين عشق است كه عالم را بر سر پا نموده است ، و اين حركت را از افلاك گرفته تا زميننشينان و از ذَرّه تا دُرّه ، موجود و به سوي او در تكاپو انداخته است .
زندگي و حيات و عيش و حركت ماسوي الله هم بواسطة عشقي است كه خدا در فطرت و نهادشان گذاشته است . و بنابراين هر موجودي از موجودات امكانيّه بر اساس و أصل عشق به معشوق خود حيات و روزگارشان را ادامه ميدهند، و داستان تجاذب (جذب و انجذاب) در بين تمام موجودات سفلي و عوالم علوي برقرار ميباشد .
اين تجاذب كه در هر موجودي به نحوهاي خاصّ وجود دارد ، موجب حركت به سوي مبدأ اعلي در مدارج و معارجِ متفاوت شده است كه مِنْ دونِ حِجابٍ و مِنْ وَرآء حجاب همگي عاشق او و به سمت او به جنبش آمده و به سير و راه افتادهاند . غاية الامر موجودات ضعيفه و ماهيّات سِفليّه بواسطة محدوديّت وجودشان در مياه راه گرفتار قواي شديدتر از خود شده ، در همانجا فاني ميشوند . و بطور الاقرب فالاقرب هر موجود عالي غايت سير موجود و معلول داني است تا برسد به ذات حقّ و صادر مطلق كه اوّلين موجود لايتناهي و عظيم در عوالم است ، و در او فاني ميشود ؛ و تعاشق ميان حقّ سبحانه و تعالي و ميان او تحقّق ميپذيرد .
آيا سجده براى خدا بود يا آدم ؟
سوره مبارك بقره آيه 34 : وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلََّئِكَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُوَّاْ إِلا إِبْلِيسَ اءَبَى وَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَا فِرينَ.
و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد، همگى سجده كردند جز ابليس كه سر باز زد و تكبّر كرد، و از كافران گرديد.
شك نيست كه سجده به معنى پرستش براى خدا است ، چرا كه در جهان هيچ معبودى جز خدا نيست ، و معنى توحيد عبادت همين است كه غير از خدا را پرستش نكنيم .اما داستان سجده ملايك به آدم چگونه قابل تفسير خواهد بود ؟
- سجده بر آدم چون به فرمان خدا بود، در واقع بندگى و عبوديت خداست. زيرا عبادت واقعى ، عملى است كه خداوند بخواهد، نه آنكه طبق ميل ما باشد. ابليس حاضر بود قرن ها سجده كند، ولى به آدم سجده نكند.
- سجده براى آدم نه تنها به خاطر شخص او، بلكه به خاطر نسل و اولاد او نيز بوده است . چنانكه در جاى ديگر مى فرمايد: (خلقناكم ثمّ صوّرناكم ثمّ قلنا للملائكة اسجدوا لاءدم ) امام سجادعليه السّلام مى فرمايد: رسول خداصلّى اللّه عليه و آله فرمود: سجده بر آدم به خاطر ذرّيه و نسل او بود.
- سجده بر آدم نه به خاطر جسم او، بلكه به خاطر روح الهى اوست . (فاذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له ساجدين )
- فرشتگان براى آدم سجده پرستش نكردند، بلكه سجده براى خدا بود ولى بخاطر آفرينش چنين موجود شگرفى .
- سجده براى آدم كردند اما سجده به معنى خضوع نه پرستش .
- در اين ميان نظر قابل توجه را استاد آيت الله نكونام از مدرسين برجسته حوزه علميه قم در درس تفسير شان ، ارايه نموده است . ايشان مي فرمايند : اصولا سجده بر اساس احترام ناشي ازكمال صورت مي گيرد ، كمال كه بعد از سنجش يا امتحان بدست آمده باشد . دستور خدا وند به ملايك براي سجده به آدم (ع) ، بر اين اساس صورت گرفت .
از سوي هم سجده از نوامس الهي محسوب نمي گردد تا به غير از خدا جاييز نباشد. بنا بر اين سجده ملايك به دستور خدا به آدم ، سجده از روي احترام و تكريم مقام آدمي بود نه سجده عبادي كه مخصوص خدا وند است.( والله اعلم)
امام علي (ع) : ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة - ح / 183
ترجمه:
هر گاه در مورد امرى واحد، دو ادعاى مختلف وجود داشته باشد، ناچار، يكى از آن دو گمراهى (باطل) است.
شرح:
بسيار ديده مىشود كه دو شخص، يا دو گروه، بر سر يك مسئله اختلاف دارند. به اين معنى كه هر كدام، در مورد آن مسئله، ادعايى دارد كه با ادعاى ديگرى مخالف است، و هر يك نيز، ادعاى خود را صحيح و بر حق ميداند و ادعاى ديگرى را غلط و باطل ميشمارد.
اما، از آنجا كه هميشه حق يگانه است، و هر چيزى كه بر حق باشد، نمىتواند دو صورت و دو شكل جداگانه داشته باشد و هر دو نيز، درست و بر حق باشند، ناگزير بايد قبول كرد كه دستكم، يكى از آن دو ادعا، باطل و گمراهانه است.
روشنتر بگوييم: نمىشود كه دو نفر، در مورد يك موضوع دو ادعاى مختلف بكنند، و هر دو نيز درست گفته باشند. يعنى اگر، در چنين مواردى، يقين داشته باشيم كه هر دو نفر در اشتباه نيستند، پس بايد مطمئن باشيم كه بطور قطع، فقط يكى از آنها ((حق)) ميگويد و ديگرى بر باطل است.
وظيفه كسى هم كه با چنين افراد يا گروههايى روبرو ميشود، آن است كه سخن و عقيده و ادعاى هر دو را، به دقت بررسى كند، تا آنچه را كه بر حق است دريابد، و با انتخاب و پذيرش حق، از باطل دورى كند.
رابطه اخلاق و عمل، و تأثير اخلاق در عمل، چيزى نيست كه بر كسى مخفى باشد چرا كه اعمال ما معمولا از صفات درونى ما سرچشمه مى گيرد، شخصى كه بخل يا حسد يا تكبّر در درون قلب او لانه كرده و روح و فكر او را به رنگ خود در آورده است، طبيعى است كه اعمالش به همان رنگ باشد; حسود هميشه اعمالش نشان مى دهد كه اين خوى زشت، همچون جرقه آتشى در جان او شعلهور است و او را آرام نمى گذارد و همچنين افراد متكبّر، راه رفتن، سخن گفتن، نشست و برخاست آنها همه رنگ تكبّر دارند، و اين حكم در تمام صفات اخلاقى خوب و بد جارى و سارى است.
به همين دليل ، بعضى از محقّقان اين گونه اعمال را اعمال اخلاقى مى دانند; يعنى، اعمالى كه صرفاً ناشى از اخلاق نيك و بد است، در مقابل اعمالى كه گاه از انسان سر مى زند، و مثلا تحت تأثير امر به معروف و نهى از منكر و ارشاد و اندرز صورت گرفته، بى آن كه ريشه اخلاقى داشته باشد، البتّه اين گونه اعمال نسبت به اعمال اخلاقى كمتر است.
و از اينجا مى توان نتيجه گرفت كه براى اصلاح جامعه، و اصلاح اعمال مردم بايد به اصلاح ريشه هاى اخلاقى عمل پرداخت، چرا كه غالب اعمال متّكى به ريشه هاى اخلاقى است.
به همين دليل، بيشترين كوششهاى انبياى الهى و مصلحان جوامع اسلامى، مصروف اين امر شده است كه با تربيت صحيح، فضائل اخلاقى را در فرد فرد جامعه پرورش دهند و رذائل را به حدّ اقل برسانند تا اعمال كه تراوش صفات اخلاقى است اصلاح گردد. تعبير به تزكيه در آيات متعدّد از قرآن مجيد نيز اشاره به همين معنى است، اين از يك سو.
از سوى ديگر، تكرار يك عمل نيز مى تواند تأثيرى در شكل گيرى اخلاق بگذارد، زيرا هر عملى انسان انجام مى دهد، خواه ناخواه اثرى در روح او مى گذارد و تكرار آن، آن اثر را پررنگ تر مى كند و تدريجاً تبديل به عادت مى شود، و باز تكرار بيشتر سبب مى گردد كه از مرحله عادت بگذرد و به «حالت» و «ملكه» تبديل شود، و يك ويژگى اخلاقى در انسان به وجود آورد.
بنابراين، عمل و اخلاق در يكديگر تأثير متقابل دارند و هر كدام مى تواند به نوبه خود سبب پيدايش ديگرى شود.
1 ـ فراگيري قرآن
قال علي (ع) «تعلموا القرآن فانه احسن الحديث و تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب". قرآن را فرا بگيريد كه برترين كلام است. و در آن بينديشيد كه بهار قلبهاست.
بعد از شناخت جايگاه و درك فضائل قرآن لازم است كه به فراگيري صحيح علوم آن بپردازيم. چرا كه قرآن محور اساسي دين و كتاب قانون الهي است و بر هر مسلماني لازم است كه در راه فراگيري آن بكوشد دراين باره امام صادق (ع) فرمودند: «ينبغي للمؤمن ان لايموت حتي يتعلم القرآن او يكون في تعلمه". شايسته است كه مسلمان مومن از دنيا نرود مگر آن كه قرآن را فراگرفته و يا در حال فراگيري آن باشد...علاوه بر فراگيري قرآن وظيفه تعليم آن بديگران نيز بر گردن ماست چنانكه پيامبر اكرم (ص) ميفرمايد: «خيركم من تعلم القرآن و علمه".بهترين شما كسي است كه قرآن رافرابگيردوبه ديگران نيزبياموزد...
و اين نه بعنوان يك حق بلكه يك تكليف براي مسلمان تعيين شده است تا در راستاي فرادهي قرآن به ديگران نيز كوشا باشد.
هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)
بمناسبت ايام ولادت امام رضا (ع)
اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبلاز اين عالم انوارى بودهاند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردمامتياز داشتهاند.
با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مىتواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اينجزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند. چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.
پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مىكند.
در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشانترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسانمىنشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مىگيريم.
دستت نمىرسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى بپاى گلبن ايشان گياه باشامام هشتم شيعيان، حضرت على بن موس الرضا- (ع)- برطبق قول مشهور در تاريخ 11 ذيقعده سال 148 و بنا به قول ديگرى 11 ذيحجه در مدينه چشم به جهان گشودند. جد بزرگوارشان امام صادق (ع) به فرزندشان ، امام كاظم- عليه السلام- اشاره نموده، فرمودند: "خداوند عز و جل، دادرس و فريادرس اين امت است و نور و فهم و حكم اين امت را كه بهترين مولود است از صلب او بيرون خواهد آورد . . . ."
نام شريف آن حضرت، "على"، كنيه ايشان "ابوالحسن" و القاب شريفش "رضا" ، "صابر"، "فاضل"، "رضى"، و "وفى" بوده است كه "رضا" از همه معروفتر است. مادر آن حضرت، اسامى متعددى داشتند، از جمله: تكتم، نجمه، سمانه، اروى و امالبنين.
از جمله خصوصيات اخلاقى آن حضرت اين است كه ايشان هيچ گاه سخنى را قطع نمىكردند. در حضور ديگران پاى خود را دراز نمىكردند و هيچ گاه آب دهان بر زمين نمىانداختند و چون سفره غذا را مىگستراندند، با تمام غلامان خود بر سر سفره حاضر مىشدند و غذا مىخوردند و از هر غذايى كه در سفره بود، بهترين قسمت آن را جدا كرده، براى مستمندان مىفرستادند. بسيار صدقه مىدادند و اين كار رابيشتر اوقات در تاريكى شب به انجام مىرساندند.
مسئله اين است !
اي خدا چه مي شد اگر ، اف بر اين زمانه ... جملاتي است كه بار ها ازكساني مي شنويم كه انان دچار مشكلاتي هستند و اين حكايت از گله و شكايت شان از خداي متعال است!؟
اگر با اين ديد به خدا نگاه كنيم ، نعوذبالله قادر متعال ظالم است، در حال كه عدالت خداوند جزء اصول دين ومذهب ما مي باشد.
گفتني در اين بين ، خود افراد و حكمت خداي عليم است؛ برخي افراد خود شان با اعمال خويش سبب محرو ميت از نعمات الهي را فراهم مي كنند و بعضي هم ظرفيت داشتن و برخورداري از يك نعمت را ندارد ، اگر يك نا اهل قدرت مالي وسياسي بدست آورد خود را به هلاكت مي اندازد ، تاريخ و دور برما شاهد بر اين مدعا است.
بنا براين؛ در تقدير كسي فقر ومشكلات مقدر نشده و همچنان خداي كريم ظالم نمي باشد، اين نافرماني و نداشتن ظرفيت انسان ها است كه اورا از نعمات محروم مي نمايد. راه برخوردار شدن از نعمات هم ، عمل به دستورات دين وفراهم كردن ظرفيت بهره برداري از نعمات است.
جواب دندان شكن كرزي به عبدالله!
اگر ما هفت روز قبل از برگزاری دور دوم انتخابات حرف از تغییر گسترده در دولت بزنیم هم انتخابات صدمه می بیند و هم به خیر کشور نخواهد بود.
این مطلب را محترم حامدکرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در مصاحبه با رادیوی بی بی سی اظهار نموده افزود: وزرا و مامورینی را که داکترعبدالله کاندید ریاست جمهوری خواهان برکناری شان شده است، کار خلاف قانون مرتکب نشده اند.آنها در مطابقت با طرزالعمل ها و آنچه قانون برای شان تعیین کرده است، به کار خود ادامه می دهند.
بر اساس اطلاعیه دفتر سخنگوی رییس جمهور، حامدکرزی در مورد ایجاد تغییرات گفت: پیش از برگزاری انتخابات دور اول یک تعداد از مسوولین بلند رتبه دولت علناٌ به طرفداری بعضی کاندید ها و مخالفت با کاندیداتوری من موضع گرفتند، اما من آوردن تغییرات را لازم ندانستم و خواستم که آنها آزادی داشته باشند تا برای کاندید دلخواه شان مبارزه انتخاباتی کنند و رای بدهند. حالا هم من فکر می کنم که آوردن تغییرات به خیر انتخابات و حالت کشور ما نیست.
حامدکرزی در این مصاحبه همچنان گفت: آرزوی من اینست که من و داکتر عبدالله در اتحاد و برادری وبا امید نیک بختی مردم افغانستان بطرف دور دوم انتخابات برویم و از ملت افغانستان رای بخواهیم و هرکسی که برنده شد، برایش تبریک بگوییم تا حکومت آینده را تشکیل دهد.
حامدکرزی در پاسخ به سوالی راجع به اینکه اگر خواست های داکتر عبدالله برآورده نشود و در دور دوم انتخابات شرکت نکند، چه پیش خواهد آمد، گفت: برگزاری دور دوم را قانون به وضاحت حکم کرده است و به هرصورت باید برگزار شود، از دایر شدن انتخابات هیچ گریز کرده نمی توانیم. در عین حال هر کاندید حق دارد که در انتخابات اشتراک کند و یا نکند این مساله به رضایت کاندید تعلق دارد و من امیدوار هستم که داکتر عبدالله به انتخابات حاضر شود اگر او برنده شد من برایش تبریک می گوییم و اگر من برنده او باید برای من تبریک بگوید.
داکتر عبدالله عبدالله از دولت خواسته است تا تاریخ 9 عقرب وزرای داخله، معارف و امور سرحدات را به حالت تعلیق در آورده و همچنان عزیز الله لودین،رئیس کمیسیون مستقل انتخابات را نیز از وظیفه شان برکنار شوند. وي علت اين كار را حمايت آ نان از حامد كرزي در جريان انتخابات عنوان كرده است. عبدالله نگفته است كه در صورت برآورده نشدن خواسته هايش چه واكنشي نشان خواهد داد. بر اساس گفته آگاهان ، اين اقدامات عبدالله براي موجه جلوه دادن شكست در دور دوم است . چون چانس براي برنده شدن در دور دوم ندارد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|